صفحه اول
ارتباط با من
بايگاني مطالب وبلاگ
طراح قالب
قالب رايگان
لينـك بـاكـس joksms
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
افزودن به علاقمنديها چیه دلم گرفتی
واسه چی داری گریه میکنی
چیه دلم شکستی
واسه کی داری گریه میکنی
چیه دلم غریبی
غریبی چی دیدی داری گریه میکنی
می گی گذاشته رفته
اونی که مثل نفس تو بود
می گی دلتو شکسته
اونی که همه ی کس تو بود
می گی دیدی نمونده
پای همه حرفایی که زده بود
دل من میدونم داری دیوونه میشی بابا بی خیالش
دل من میدونم داری ویرونه میشی بابا باز بی خیالش
دل من میدونم داری ویرونه میشی بابا باز بی خیالش
بابا بی خیالش !!! ![]()

خدانگهدار بي معرفت تمام عيار
اميدوارم كسي مثل خودت گيرت نياد
خداحافظ
از امروز دیگه نمیتونم به وبلاگم برسم چون دارم برای کنکور آماده میشم و باید دیگه از الان شروع کنم
آخه ملت دارن دارن خرخونی میکنند منم نمیخوام عقب بیوفتم .

خیلی سخته اما چاره چیه؟ باید خوند![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوب دیگه باید رفت از همگی خداحافظی میکنم
اگه کسی کاره من داشت ما دنده خونه ایم ![]()
مراقبه خودتون باشید دوستون دارم bYe
به آساني در يك دقيقه مي توان يك نفر را خرد كرد
مي توان در يك ساعت يك نفر را دوست داشت مي توان در يك روز عاشقش شد اما يك عمر طول مي كشد تا بتوان يك نفر را فراموش كرد.
مهربانترین آدم دنیا .....مادر.....
شیرین ترین لحظه زندگی.....عیدی گرفتن یه بچه.....
بهترین دوست نوجوان.....تنهایی.....
بهترین هدیه جوانی.....نگاه.....
فتنه آمیزترین چیز تو زندگی.....دروغ.....
بهترین هدیه دوران عاشقی.....بوسه

ابوالفضل........................

مگه من چی کم گذاشتم از مرام و معرفت.![]()
که اینجوری با من تا می کنی ای بی معرفت.![]()
دیگه اون دنیای پررنگ و چلچراغت نمی خوام![]()
واسه رو کم کنیتم که شده دیگه سراغت نمی یام![]()
برای آسمان خالی, ابر سپیدی
برای پرنده, پروازی
برای قناری, آوازی
برای آسمان بی فروغ ,ماهی
برای گمشده, راهی
برای شاعری غمزده, شعری قشنگی
بهترین ترانه ای , برای دل تنگی
برای من خدا فقط خدایی
امشب به خلوت دل من می آیی؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليکه بچه ها هر دو ساعت يک بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي کنن؟
چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟
چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟
چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟
چرا خلبان هاي کاميکازي از کلاه ايمني استفاده مي کردن؟
(توضيح: خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!)
آيا ميشه زير آب گريه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسيد که زير چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتي مي خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره مي کنن ولي وقتي مي خوان بپرسن دستشويي کجاست به پشتشون اشاره نمي کنن؟!
چرا گوفي روي دو پا راه ميره ولي پلوتو روي چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نيستن؟!
اگر روغن ذرت از ذرت تهيه ميشه و روغن سبزيجات از سبزيجات، پس روغن بچه از چي تهيه مي شه؟!
تا حالا توجه کرديد که اگر در صورت سگ ها فوت کنيد ديوونه مي شن ولي اگر با ماشين بيرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بيارن بيرون؟
ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

, !
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده
اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! ,
اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خورد نشی؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! ,
حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرحمت "خداست" که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده !
آخه می دونی ؟ :
"خدا" خیلی تنهاست !!!

كوله بار تنهاييم را آرام بر دوش ميكشم
در ميان كوچه هاي اين شهر غريب
تمام مردمان را به اميد يافتن او صدا ميزنم
نوايي نميشنوم ...
تنها نشانش را كه همان كوله بار تنهاییم است
به نا آشنايان نشان ميدهم
اما او نيست گويي رفته است
گويي نبوده است گويي نمانده است
كوله بارم را برمي دارم و آرام آرام
آواز تنهاپيم را مي سريام
براي تو كه شايد بيابمت...![]()
![]()

|
دوست داشتن از عشق برتر است .عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد،دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد ،اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست. دوست داشتن در روشنایی ریشه میبندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیمای یکدیگر می خوانند و پس از "آشنا شدن" است که "خودمانی" می شوند -دو روح، نه دو نفر، که مکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت به قدری ظریف و فرار است که به سادگی از زیر دست احساس و فهم میگریزد-و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس میشود . .... عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن،عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن "همزبانی در سرزمین بیگانه" است. .... عشق مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح. |
عاشقي کار تو نبود من عاشقت بودم بس
اون همه احساس منو کشتي گلم پاي هوس
ولي هنوز دوست دارم به جون اون که دوست داریش
وقتي که اسم تو مياد زنده ميشم نفس نفس
سربلندی گر بخواهی با همه یکرنگ باش
قالی از صدرنگ بودن زیر پا افتاده است
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
زندگی یک نردبان منحنی ست
عاقبت این نردبان افتادنی ست
لاجرم هرکس که بالا ترنشست
استخوانش سخت ترخواهدشکست
شب های امتحان زمینی ام تا صبح بیدارم برای اینکه شاید درسی را که در طول یک ترم نخوانده ام پاس
کنم اما کاش می دانستم عمری را که می گذرانم برایم شبیه شب امتحانیست که استادش پروردگارم
است و نمره قبولی در این درس را نمی توانم با یک شب تلاش به دست آورم.
درس : زندگی
تعداد واحد: به میزان ثانیه های زنده بودن
استاد: خداوند
تاریخ امتحان: تمام لحظات
اعلام نتایج: قیامت
دیدن رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران بماند! ![]()
مادر خسته از خريد برگشت و به زحمت زنبيل سنگين را داخل خانه آورد. پسر
بزرگش كه منتظر بود ، جلو دويد و گفت : مامان ، مامان ! وقتي من در حياط
بازي مي كردم و بابا داشت با تلفن صحبت مي كرد ، " تامي " با ماژيك روي
ديوار اتاقي كه شما تازه رنگش كرده ايد ، نقاشي كرد!
مادر عصباني به اتاق تامي كوچولو رفت .
تامي از ترس زير تخت قايم شده بود . مادر فرياد زد : تو پسر خيلي بدي هستي و
تمام ماژيك هايش را در سطل آشغال ريخت . تامي از شدت غصه گريه كرد .
ده دقيقه بعد ، وقتي مادر وارد اتاق پذيرائي شد، قلبش گرفت ! تامي روي ديوار
با ماژيك قرمز يك قلب بزرگ كشيده بود و داخلش نوشته بود : مادر دوستت
دارم !
مادر در حالي كه اشك مي ريخت به آشپزخانه برگشت و يك قاب خالي آورد و آن
را دور قلب آويزان كرد. تابلوي قرمز هنوز هم در اتاق پذيرائي بر ديوار است .
کوچک که بوديم چه دل هاي بزرگي داشتيم
اکنون که بزرگيم چه دلتنگيم
کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را
از نگاهش مي توان خواند
اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد
و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم
سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست![]()
![]()
![]()
اگر کلید قلبی رو نداری قفلش نکن
اگر خداحافظی در راه است سلام نکن
اگر دستی را گرفتی ، رهایش نکن
اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم
بر در کلبه ی محصور وجود
اگر در خلوت خاموش سکوت
اگر از یاد تو یادی نکنم ، اگر از هجر تو آهی نکشم
تک و تنها ، به خدا میشکنم
از هر آنچه هست لذت ببرم و براي رسيدن به آنچه كه با آن بودن برايم لذت بخش است ، تلاش كنم .
به من آموخت ، كه من در لحظات زيادي مصلحت خويش را نمي دانم و براي آنچه كه به ضرر خودم است از خدا ياري مي خواهم و خدا مانند يك معلم مهربان و دلسوز به من صبر كردن آموخت و من روزهاي زيادي امتحان صبر مي دهم .
گاهي اين امتحان را با نمره ي عالي قبول مي شوم وقتي به لحظه اي مي رسم كه مي فهمم چه خوب كه صبر كردم وآنچه را به دست مي آورم كه نتيجه ي صبر من است و شيرين است ، تا ابد ....
و گاهي هم از اين امتحان سربلند بيرون نمي آيم وقتي آنچنان برآنچه دلم مي خواهد اصرار مي كنم كه خدا فقط به خاطر اصرار من و فقط به خاطر اينكه دل من نشكند ، آنچه كه مي خواهم به من مي دهد ، خوشحال مي شوم .. اما خون جگريست كه قيمت اين خوشحاليست و لحظه اي فرا مي رسد كه خود آرزوي نبودن آن را مي كنم و اين است نتيجه ي عدم اطمينان كامل به خدا ......
زندگي به من آموخت
هر انساني كه در روز هاي زندگي من قرار مي گيرد ، دنيايي است مملو از خوبي ها و بدي ها ، تجربه ها ، شادي ها و غم ها ....و اورا خداست كه در كنار من قرار داده تا كشفش كنم ، تا او مرا و من او را ياري دهم و با هم همسفر شويم و در اين سفر با شناخت يكديگر ، خود را بشناسيم و خود را كشف كنيم ....
زندگي به من آموخت
آن لحظه كه به دوستم مهرباني مي كنم ، احترام مي گذارم ، لبخند مي زنم ، عشق مي ورزم و كمك مي كنم در واقع به خودم مهرباني كرده ام ، احترام گذاشته ام ، لبخند زده ام ، عشق ورزيده ام و كمك كرده ام ...
پس آنچه را كه دوست دارم كه دوستم برايم انجام دهم ، خود بايد براي دوستم انجام دهم ...
زندگي به من آموخت
گاهي هم بايد گريه كرد ، حسرت خورد و آه كشيد ..... اما فقط گاهي ......
بايد براي آينده اي تلاش كرد كه هرآنچه اكنون حسرتش را مي خوري داشته باشد تا ديگر برايش گريه نكني و حسرتش را نخوري
زندگي به من آموخت
هرآنچه كه براي به دست آوردنش زحمت كشيده ام ، غصه خوردم و گريه كرده ام برايم دوست داشتني و عزيز است و تا ابد برايم مي ماند ...
و گاه كه بدون زحمت در برابر من چيزي يا كسي قرار مي گيرد كه دوستش دارم و برايم عزيز است تنها در صورتي تا ابد برايم مي ماند كه براي در كنار او ماندن زحمت بكشم ، غصه بخورم و گريه كنم ....
و زندگي به من آموخت
تك تك دوستانم ستاره هاي درخشان آسمان قلبم هستند و كيست كه از آسمان پر ستاره لذت بنرد و از افتادن ستاره اي اندوهگين نشود ...
......ستاره هاي قلب من، هميشه درخشان ترين باشيد ....